
یه قاب جلوی چشم خیالم آویزون شده
که بیچارهم میکنه.
یه قاب که عکس تو توشه.
یه قاب که پاره میکنه بندِ اشکامو...
تا کدوم شب قراره کابوسم باقی بمونی؟
تا کجای آسمون
ببارم تا فراموشت کنم؟
تا کِی بیچارهی بودن و نبودنت باشم؟
ای لعنت به تو و هرچی که خاطره صداش میکنیم...
بعدالتحریر:
۱-آهنگ عوض شد...
۲-...
۳- امشب آی فیلم دوباره سریال هشت و نیم دقیقه رو نشون میداد.... چقد شبیه توئه فرزین... چقد مث تو حرف میزنه عاخه...
۴- شب شده است... همه مان به یاد اشتباه ترین عادم زندگیمان بیداریم....
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۱ساعت ۵:۱۷ ب.ظ توسط فراموشکار| |
.....سایه های دوری........